• گارانتی

    100 درصد تعویض
  • ارسال رایگان

    در سفارشات بیش از 30 تومان
  • بازگشت پول

    در صورت مشکل
چندی پیش، سبكبال و بی‌خیال از دنیای اطرافم، خود را خوشبخت‌ترین دختر روی زمین می‌دانستم. همه فصل‌ها را دوست داشتم. حتی هوای وحشتناكی مثل امشب را. در این هوا از خانه بیرون می‌زدم و از چیزی ترس نداشتم. هرگز چشم‌هایم اشك را به خود نمی دید. همه این خوشی‌ها در آن روز نحس و كذایی از بین رفت. خوب یادم هست كه برای نگه داشتن عشقم به خیلی‌ها التماس كردم، از خانواده خودم گرفته تا خانواده عمو... هر چه ضجه زدم اصلاً فایده نداشت. گویی شیطان، دل این آدم‌های سنگدل را سیاه كرده بود كه به هیچ عنوان خواهش‌هایم نمی‌توانست دل‌هایشان را نرم كند.

دوباره او

موجودی: 50 در انبار
35,000 تومان
نویسنده: پروانه حیدری
ناشر: انتشارات نقش و نگار
موضوع: رمان
قطع: رقعی
نوع جلد: شمیز
سال چاپ: 1394
نوبت چاپ: اول
تعداد صفحات: 528
شابک: 9789647002554

50 در انبار

مقایسه

چندی پیش، سبكبال و بی‌خیال از دنیای اطرافم، خود را خوشبخت‌ترین دختر روی زمین می‌دانستم. همه فصل‌ها را دوست داشتم. حتی هوای وحشتناكی مثل امشب را. در این هوا از خانه بیرون می‌زدم و از چیزی ترس نداشتم. هرگز چشم‌هایم اشك را به خود نمی دید. همه این خوشی‌ها در آن روز نحس و كذایی از بین رفت. خوب یادم هست كه برای نگه داشتن عشقم به خیلی‌ها التماس كردم، از خانواده خودم گرفته تا خانواده عمو… هر چه ضجه زدم اصلاً فایده نداشت. گویی شیطان، دل این آدم‌های سنگدل را سیاه كرده بود كه به هیچ عنوان خواهش‌هایم نمی‌توانست دل‌هایشان را نرم كند.